عبدالله مستوفى
35
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كاركنان شما از قبيل تحديد دروازه براى ورود غله و گرفتن آرد و گندمى كه مالكين براى نان خانهء خود ميآوردند در كار نميآمد ، امر نان اين شهر خودبخود ، بدون احتياج به هيچ اداره و مدير و بدون يكدينار خرج صورت ميگرفت . منتهى ، شما مثل اينكه بخواهيد عمدا كار را خراب كنيد ، آنقدر اين رويهء بىاساس را تعقيب كرديد و بقدرى بر گندمدار و چاروادار و نانوا و نانخور تنگ گرفتيد ، و كار را از جريان طبيعى خود خارج كرديد كه واقعا اگر كسى ميخواست عمدا قحطى در مملكت ايجاد كند ، تا كار را بدست بلژيكى بسپرد به اين خوبى از عهده برنميآمد . شما در بيانيهاى كه براى خواباندن چادر روضهخوانى مسجد شيخ عبد الحسين دادهايد تمجيد زياد از موسيو موليتر نموده اظهار كردهايد كه « به من ايراد ميكنند كه چرا امر نان شهر را بيك نفر خدمتگزار جدى دولت رجوع كردهام » در اينجا لازم است اولا اندازهء خدمتگزارى اين مسيو ، و ثانيا سبب اعتراض مردم را در اين انتخاب شما تشريح كنيم : موسيو موليتر در اواخر سنبلهء سال قبل ( يونتايل 1297 ) بسعى و مجاهدهء شما و بموجب رأى كميسيونى ، كه براى تصويب اين كار تعيين فرموده بوديد با اختيارات تامه وارد امر ارزاق شد . خريدهاى او ، بموجب اعلاناتيكه خود او براى تعيين قيمت در فصول مختلفه منتشر كرده است در ماه سنبله ؛ از قرار خروارى چهل « 1 » و در ماه ميزان ، سى و پنج و در عقرب سى و در قوس و جدى و دلو تا سر خرمن ، بيست و پنج تومان بوده است . بر فرض اينكه مقدار خريد چند روز ماه سنبله و دو ماههء ميزان و عقرب را نظر بهجوم مردم در فروش جنسهاى خود ، معادل خريدهاى از قوس تا سر خرمن هم تصور كنيم گندمهائى كه از بلوكات تهران خريده است روى هم ، خروارى سى تومان براى او تمام شده است . عين اين گندم سى تومانى را در تمام مدت ، بسى و نه تومان بنانوا فروخته است كه نانوا هم نان را از قرار سه قران ، به فروش برساند . پس در هر خروار گندم نه تومان تفاوت عايد ادارهء ارزاق شده و مردم قحطزدهء اين شهر ، هريك من نان را سه عباسى گرانتر از قيمتى كه براى دولت تمام شده است خوردهاند . اين تفاوت ، كه اقلا در جنسهاى خريدارى بسيصد هزار تومان بالغ خواهد شد ، بايد نفع دولت و در آخر سال يعنى سر خرمن هذه السنه قوىئيل 1298 در صندوق ادارهء ارزاق موجود باشد . ولى اين سيصد هزار تومان موجود نيست . سهل است همين كه به حساب خزانه و بانك و خالصه و اربابى تهران رجوع ميكنيم ، مىبينم اين مسيو ، از نقد و جنس هفت كرور هم دستى گرفته و ميگويد تمام اين مبلغ هنگفت ، يعنى هفت كرور و سيصد هزار تومان را بمصارف ادارى هفت هشت ماههء ادارهء ارزاق رسانده است . از او حساب خواستيد . تمام جديتهائيكه در اين زمينه ، از طرف ادارات مربوطه و روزنامهجات و حتى خود شما
--> ( 1 ) - گندم كه در ماه اسد بسى و پنج تومان رسيده بود ، بواسطهء سختگيريهاى احمد آذرى بچهل تومان ترقى كرد .